به رغمِ غم
شنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۶، ۰۲:۴۵ ب.ظ
به رغمِ غم
ساقی، برقص و جرعه بر این خاک میفشان
تا بارور شود ز تو این تاک، میفشان
عید است عیدِ خاص، بیا خونِ خُم بریز
خوشاب میفشار و بر این خـاک میفشان
دستی بزن بهکامِ غریبانِ غمزده
پایی بکوب و غصّه ز خاشاک میفشان
پا میگذار روی رسومِ قدیمِ عشق
دستی بهرغمِ خاطرِ غمناک میفشان
عنقا منم که با همه تنهاییام خوشم؛
بر قافِ قصّه موجهٔ پژواک میفشان
حالی توییّ و جامِ جهان، در خلأ ممان
شوری به رقصخانهٔ افلاک میفشان
جامی به جامِ فرّخِ آیینهپوش زن
وآنگاه بوسه بر لبِ ادراک میفشان
بهمن ۱۳۸۱
طنطنه، فرخ سائس، نشر هماذر، چاپ اول، تبریز، ۱۳۸۳، ص ۸۷.
۹۶/۰۶/۱۸